معماری بین النهرین

یکی از مراکز تمدن قدیم در آسیا، بین النهرین است، که به وسیله رودخانه های فرات و دجله مشروب می گردد، این دو رود از کوه های ارمنستان سرچشمه گرفته و با فاصله زیادی از یکدیگر به طرف جنوب سرازیر می شوند و با سرعت زیادی از معابر عمیق گذشته جلگه بین النهرین علیا را مشروب می کنند، در حوالی بغداد فاصله دو رود از یکدیگر در حدود سی کیلومتر است ولی از این به بعد فاصله آنها از هم بیشتر شده و به اراضی جلگه های بین النهرین سفلی می رسند، و در قورنه به هم پیوسته اروند رود را تشکیل میدهند و وارد خلیج فارس می شوند. سرزمین بین النهرین مرکز یکی از تمدن هاست، در واقع با این توصیف بسیار کوتاه می توان گفت؛ که تمدن های این منطقه نه تنها تأثیر عمیقی بر اقوام و ملل همجوار داشته اند، بلکه از طرفی هم بی تأثیر از آنها نبوده اند، و نخستین تمتن شناخته شده این سرزمین را سومریان تشکیل دادند.

سومر: تقریبا در اوایل هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح حادثه ای عظیم در بین النهرین به وقوع پیوست و آن مسکون شدن دره های بزرگ رودخانه ها بود. پس از این حادثه بود که نوشتن، هنر، معماری ساختمانی و شکل های جدید حکومتی پدیدار گردید. معماری سومر در خدمت معابد و برعکس آن معماری مصر در خدمت آرامگاه های پادشاهان مصری بوده است.

سومریان مردمی کشاورز بودند که طرز مهار کردن سیل را آموختند و شهرهایی با دیوارهای قطور ایجاد کردند. مانند «اروک» (ارخ و ارک به روایت کتاب مقدس) یا وارکای امروزی، «لاگاش» یا قلوه کنونی. اقوام سامی از صحرای غربی آمدند و همه چیز را از سومریان آموختند و شهرهایی مانند: کیش، آکد،ماری و بابل را ساختند. پادشاهان مهمی مانند سارگون اکدی، حامورابی بابلی در میان آنها شهرت بیشتری یافتند.

«اروک» بزرگترین شهر سومری، دو مجموعه بزرگ پرستشگاهی داشت: اولی به نام معبد «انانا» از آن «اینانا» الهه عشق بوده، دیگری به «آتو» خدای آسمان تعلق داشت. هر کدام از این دو مجموعه دارای چند پرستشگاه بودند که قدیمی ترین آنها در دوره «اروک» ساخته شده بود. قدیمی ترین معبد حفظ شده مجموعه انانا» به معید سنگ آهک معروف است، زیرا دست کم بخش های پایینی دیوارهای آن از این سنگ ساخته شده است. و این نکته زمانی شایان توجه است که به خاطر بیاوریم در جلگه بین النهرین هیچ گونه سنگ ساختمانی یافت نمی شده است. این پرستشگاه فضایی به ابعاد 76*30 متر را در بر می گرفت و از یک تالار مرکزی و اتاق های متقارن جتبی تشکیل میشد که یکی از اینها در هر طرف پله هایی داشت که به بام می رفت. مهم ترین اتاق ساختمان، در جناح کوتاه جنوبی، به تالار مرکزی باز می شد و در اتاق جنبی در دو سوی آن داشت. در حالی که نقشه و طاقچه های این معبد از الگوهای مرسوم پیروی می کنند. استفاده از سنگ آهک در آن استثنایی است (وایت هاوس،74:1369):(ش،1)

ش،1:نقشه معبد سنگ اهک (خدای اآنا)(مورتگات،11:1373).

در مرحله بعدی، ساختمانی جانشین «معبد سنگ آهک» شد که از آن هم عظیم تر بود و به «معبد ستون» معروف است. این ساختمان که هنوز به طور کامل حفایر نشده است بر سکویی آجری قرار داشت و از طریق یک دروازه یا ستون بندی به وارد می شدند که از دو ردیف ستون عظیم آزاد تشکیل می شد. هر ردیف دارای چهار این بود که قطر هر کدام به ۲ / ۶ متر می رسید. این ستونها و دیوارهای محوطه کنارشان، که به صورت یک سلسله نیم ستون ساخته شده بودند و نیز سکوی ساختمان، | همه با نوعی موزاییک متشکل از مخروط های گلی تزئین می شدند و این هم یکی از ویژگی های معماری پرستشگاه های سومری است (مالووان، ۱۳۶۸: ۲۹). به این صورت – که طرحهای منظمی را با کنار هم قرار دادن قاعده مخروطهایی از گل پخته به وجود می آوردند و این مخروطها را که همیشه به رنگ سرخ، سیاه و سفید بود در گچ دیوارها فرو می کردند. به نظر می رسد که طرح این تزئینات تقلیدی از نقش پارچه باشد. از این مخروط های گلین همه جا دیده می شود، اما معبد دیگری در «اروک» میان دو مجموعه «آنو» و «اینانا» قرار دارد که در آن از مخروطهای سنگی استفاده شده است: سنگهای آهکی سرخ و سیاه و مرمر «سفید» (ش، ۲).

ش،2:نقشه و پرسپکتیو معبد سفید در زیگورات آنو (Fletcher،1989) 

هر معبد روی سکوی افراشته ای قرار دارد که با ساختن معبد بعدی مرتفع تر می شود تا این که آخرین پرستشگاه روی تپه عظیم مصنوعی قرار می گیرد که همان زیگورات باشد. در بین النهرین پرستشگاه نمودار کوشش انسانی عظیمی بود که برای ساختن آن به کار می رفت ساختمان معبد با کار داوطلبانه و تعاونی انجام میشد. پرستشگاه را به معنی واقعی به عنوان محل اقامت خدا (الهه) تلقی می کردند. هر شهروندی به یکی از پرستشگاه های شهر وابسته بود و کل جامعه شهر حتی بردگان، به نام، «مردم نانا یا مردم نینهورساگ»، یا … نامیده می شدند (وایت هاوس: 76).

در بین النهرین زمان سومریان و حتی پیش از آنان معماری در خدمت مذهب بود. در حقیقت معماری و هنر را مذهب تعیین می کرد. به عنوان مثال، نقشه شهر، این مرکزیت خدا را در زندگی خود نشان می دادند. زیرا معبد خدا هسته ساختمانی با عظمت آن را تشکیل می داد. این معبد نه فقط کانونی برای این شهر بلكه مرکز فعالیت های اداری و اقتصادی آنان نیز بود. معبد در واقع مرکز قلمرو خدایی بود که در نزد مردم زمیندار و رمه دار بزرگ و ثروتمند و نگهبان شهر به شمار می رفت (ش، 3).

ش،پرسپکتیو بازسازی شده از معبد خفاجه هزاره سوم ق.م (Fletcher:71).

برجسته ترین بخش مجتمع و در واقع شناخته شده ترین ساختمان در دره بین النهرین معبد بود که، زیگورات نامیده می شد. اکثر مورخان و محققان معتقدند که زیگورات را سومری ها به وجود آوردند. فرم و نام زیگورات که در دوره های بعد مشخص شد، در زمان سومری ها به معنای کوه بوده است، بعدها نیز مورد استفاده بابلی ها قرار گرفت. زیگورات در زبان بابلی به معنای سکویا بنای پله پله ای که عرض و طول هر طبقه از اشکوبه پایین تر کمتر است. از چگونگی پیدایش یانقش این ساختمان های عظیم و چندطبقه خشتی اطلاعی به دست نیامده است. بعضی ها این ساختمان ها را پلکان هایی از آسمان یا کوه های ساختگی توصیف کرده اند (مجیدزاده، 1365: 45). بیشتر دولت شهرهای ویران شده سومر، اور، وارکا، نیپور، لارسا و اريدو و همچنان در پای زیگورات ها که به دوره سومری نوین که از سده بیست و دوم تا سده بیست و یکم پیش از میلاد مربوط می شود. معماران می کوشیدند، بلندترین و کوه پیکرترین بنای ممکن را روی زمین برپا دارند. برای ساخت یک زیگورات نخست کوهی از خشت خام بر روی شالودهای عظیم به ارتفاع 15 متر دو طبقه سوار بر روی هم قرار دادند که به ترتیب کوچک تر می شوند و از آن دو احتمالا طبقه بالا در حکم پی زیارتگاه بوده است. سه پلکان خرپشتهای هریک با یکصد پله در یک نقطه به دروازه برج دار زیگورات می رسند و از آن جا احتمالا پلکان دیگری به زیارتگاه یعنی مرکز نمایش های آیینی منتهی می شود. ساختمان زیگورات اور کوہ محکمی از خشت خام با نماسازی ضخیمی از آجر با ملات قیری است. آجر را به این علت با ملات قیر در نماسازی به کار می بردند که بر قدرت و استحکام آن در برابر سیل ها و دیگر عوامل طبیعی بیفزایند. احتمالا هرکدام از طبقات ساختمان زیگورات رنگ مخصوص داشت و بر روی آن درختکاری یا گل کاری شده بوده است (ش، 4).

ش،4: پرسپکتیو و نقشه ی زیگورات اور (سومر) (Fletcher:68).

معماری سومری ها از مصالح آجر و گل و قیر و خشت برای زیرکار، ولی آجرجوش و گاهی آجرهای لعاب دار برای روکار (نما) استفاده می شده، چوب نیز در این معماری به کار می رفت، در واقع اساس و پایه معماری سومری که بعدها آکادیها و بابلی ها هم از آن تقلید و اقتباس نموده اند. از جرز و قوس و طاق گهواره ای بوده است. این عنصر بنیادی از هزاره سوم قبل از میلاد وجود داشته است، که به سرزمینهای شمالی بین النهرین اشاعه یافته است. هنر سومری، هنر دینی (کاهنی) تشریفاتی و مبتنی بر پرستش خدایان گوناگون و نیز بزرگداشت فرمانروای روحانی بوده است.

معماری دوره آکاد: تاریخ سابقه به سلطنت رسیدن بنیانگذار سلسله پادشاهان آکاد را که نامش سارگون بود، حدود سال 2300 ق.م میدانند. با روی کار آمدن وی تغییرات شگرفی که دنیای آن زمان تا آن روز به خود ندیده بود، نخستین بار قدرت سیاسی را در ناحیه وسیعی از بین النهرین تحت تسلط سامیان که با حکومت سومری مخالفت می کردند، ایجاد نموده است و یک حکومت مرکزی بنیانگذاری کردند. سارگون و جانشینانش، میراث سومری خود را حفظ کرده و آن را هم با سلاح قدرت و هم با توسعه عالی هنرها محفوظ نگه داشتند.

اطلاعات ما درباره معماری آکادیها ناقص است. اگرچه در بسیاری از مناطق آن ادامه معماری دوره سومری، کاملا محسوس است. آجرهای پلانو-کانوکس، مشخصه دوران سلسله قدیم، در این زمان دیده نمی شود. به جای آن آجرهای بزرگ راست گوشه یا چهار گوشه به ابعاد 52*52 سانتی متر به کار رفته است. کندن پی دیوارها که پیش از آكاد آغاز شده بود. در این زمان تداوم داشته است. اگر شهرهای اصلی امپراتوری آکاد یعنی شهرهای «سیپار» «شاماش» (خدای خورشید) و شهر ایشتار (الهه عشق) کشف شده و حفاری می گردید، قطعا نتایج عمده تری درباره معماری آن دوره به دست می آمد.

و یکی از آثار مهمی که از این دوره به جای مانده، کاخی در تل براک است که احتمالا متعلق به زمان نارامسین باشد. هر ضلع آن حدود 100 متر است. دارای دیوارهای ضخیم به قطر10 متر است، که آن را در بر گرفته است، تنها راه ورود به بنا در دیوار غربی قرار دارد که دروازه ای با دو برج بزرگ در دو سوی آن واقع شده است. دارای دو حیاط کوچک و یک حیاط بزرگ، هشتی و اتاق های جانبی است (ش،5).

ش،5:نقشه کاخ نارامسین در تل براک (آکاد) (مورتگات،90:1377).

کاخ دیگری به این دوران نسبت داده شده است که در آشور قرار دارد و به کاخ قدیمی مشهور است. دلیل انتساب این کاخ به دوران آکاد وجود کتیبه ای بود که به هنگام حفریات از زیر پی دیوارها به دست آمده است. نقشه این بنا شبیه کاخ نارامسین در تل براک است. این کاخ بنایی است چهار گوشه با یک ورودی که در ضلع شمالی آن قرار گرفته است. یک حیاط مرکزی بزرگ چهار گوشه با چند حیاط کوچک تر و اتاق های کوچکی به دور آن نقشه این کاخ را تشکیل می دهد (ش، 6).

ش،6:نقشه کاخ قدیمی در آشور (مورتگات:90).

در دوره آکاد معمارانی بودند که نقشه خانه های مسکونی شهروندان را طبق نظر کارفرما تهیه می کردند. شاهد این مدعا لوح گلی است که از تلو (قلوه) به دست آمده و روی آن نقشه یک منزل مسکونی طرح شده و این کهن ترین نقشه ساختمانی است که موجود است. در روی این نقشه محل قسمت های خانه نیز به خط میخی آکادی نوشته شده است (ملک شهیرزادی، 1374: 14)؛ (ش، 7).

ش،7:طرح یک خانه آکادی که توسط یک معمار آکاد بر لوحه ای گلی کشیده شده است و از تلو بدست آمده است.1-پستو 2-اتاق خواب 3-اتاق نشیمن اندرونی 4-اتاق پذیرایی(بیرونی) 5-حیاط کوچک 6-حیاط بزرگ بیرونی (ملک شهیرزادی،همان:14).

معماری بابل کهن: سلسله بابل قدیم که به وسیله شخصی به نام سومو – آبوم تأسیس یافته بود، از لحاظ سیاسی و گسترش تمدن در دوران سلطنت حامورابی به اوج خود رسید. هرچند که این دوران باعظمت بیش از مدت کوتاهی نپایید، اما حامورابی موفق گردید تا با فتوحات خود بار دیگر ایالات متحده ای را تشکیل دهد که قدرت سیاسی و نظامی آن به دست سامی نژادانی بیفتد که از قرن ها پیش به طور هسته ای در سراسر سرزمین های سومر، آکاد از «حلب» تا «لارسا» و از سواحل شرقی دریای مدیترانه تا کوههای غربی ایران نفوذ کرده بودند.

تمدن بابل، اختلاف زیادی با تمدن سومریها نداشت. زبان بابلی غیر از زبان سومری بود، ولی با همان خط نوشته می شد، در هنر و مذهب آنها تفاوتی نبود و چنین به نظر می رسد که فقط خدایان را به نامهای تازه ای میخواندند. «مردوک» که خدای بابل بود، بزرگترین خدایان به شمار می رفت و پس از خدایان متعدد دیگری از قبیل بعل» خدای زمین و «شاماش» خدای «ایشتار» به الهه جنگ و عشق و تعداد زیادی فرشتگان خوبی و بدی قرار داشتند (دولاندلن، 1364: 34).

معماری بناهای بازمانده از دوره بابل کهن به دو دسته عمده تقسیم می شوند:

الف) معابد: از این دوره تنها تعداد کمی از بناهای مذهبی شناخته شده است. معبد آشور یکی از این بناهاست که به خدای بزرگ ملی آشوری ها «آشور» تعلق دارد و به دست «شمشی- ادد» اول بنا گردیده است. اگرچه این معبد کاملا از بین رفته است. اما از روی پی بنا می توان نقشه آن را تهیه نمود. این معبد برفراز بلندترین نقطه شهر قرار دارد. و نقشه آن عبارت است از است یک حیاط مرکزی و سه حیاط کوچک تر که اتاق هایی آنها را دربرگرفته است. هریک از حیاط ها یا اتاق های مربوط به آن یک واحد ساختمانی را به وجود آورده است (مجیدزاده، 1365: 109)؛ (ش،8).

معبد ایشچالی (Fletcher،1989:29-32)که پس از سقوط سلسله سوم “اور”(Lioyd،1961:105) به وسیله “اپیق -ادد” دوم بنا گردیده است،متعلق به دوران حکومت مستقل “اشنونا” است. این معبد به یک نوع الهه مادر به نام “ایشتارکی کی توم”هدیه شده است.با این که ساختمان معبد بر روی یک مصطبه قرار گرفته اما محراب اصلی که در انتهای بخش غربی آن قرار دارد ،برروی سکویی بلندتر استوار شده است(رو،1369:194-192).معبد دارای ورودی های متعدد،یک حیاط بزرگ و سه حیاط کوچک است که زوار طی مراحل خاصی به محراب اصلی دسترسی می یافتند(ش،9و10).

ش.9:نقشه معبد ایشچالی (مورتگات،همان:146).

ش،10:پرسپکتیو طرح بازسازی شده معبد ایشچالی (Fletcher،1989:71).

ب) کاخ ها: بابلی ها در زمان زمامدازی خویش کاخهای بزرگی برپا کردند، یک بزرگ ترین آثار معماری که در بین النهرین باستان به انجام رسیده، کاخی است در شد باستانی «ماری» این بنا یکی از معتبرترین آثاری است که اطلاعات جامعی از کاخهای دوران حامورابی در اختیار ما می گذارد. کاخ ماری مجموعه ای از تالارهای پذیرایی و بارعام است، که بر روی مصطبه ای ساخته شده است، و دسترسی به تالار بارعام آن از طریق یک پله نیم دایره ای شکل امکان پذیر است و تزئینات آن عبارت است از: نقاشی های دیواری در شرح وقایعی که در دوران حکام بین النهرین رخ داده است (مجیدزاده،1365: 111)؛ (ش،11).

ش، 11: نقشه کاخ ماری دوره بابل قدیم (مورتگات: 151).

معماری دوره آشور: سرزمین آشور به خاطر واقع شدن در بخش شمالي بین النهرین از لحاظ شرایط سخت اقلیمی و کوهستانی بودن، اختلاف فراوانی با بابل در بخش جنوبی بین النهرین داشت. این ناحیه مسکن اقوامی بود که «میتانی» (مجیدزاده 1374: 155) نام داشتند و از مغرب آمده بودند و همچنین اقوام دیگری از سومری سامیها از جنوب به این قسمت هجوم آورده بودند. نخستین زمامداران اشور خراج امرای «اور» و «بابل» محسوب می شدند. اما بعدها به اطاعت کاسیها» (گیرشمن 1364: 161) در آمدند و شهر آشور مرکز کشورشان گردید (دولاندلن، 1364: 35)

آشوری ها در حدود 800 ق.م به یک امپراتوری عظیم و قدرتمند مبدل گردیدند و همین امر موجب شد که در هنر و معماری پیشرفت چشمگیری داشته باشند. از لحاظ وضع اجتماعی، اخلاق و عادات، بازرگانی، صنعت و کشاورزی، آشور، شباهت زیادی به بابل داشت و خدایان آشوری با اختلافی که در نام آنها دیده می شد، در واقع همان خدایان بابلی بودند (دولاندلن، همان: 37-38). در زمینه معماری، شاهکارهای بزرگی به وجود آوردند. فراوانی سنگ در آشور موجب شد که بناهایی محکم تر از ساختمانهای بابل ایجاد شود. در بناهای آشور گذشته از سنگ، آجر نیز به کار می رفت و شهرها را با دیوارهای عریض محصور می کردند و معابدی چند طبقه می ساختند و نیز کاخ هایی زیبا که دارای ساختمان های متعدد بودند به وسیله حیاطهایی از هم جدا می شدند.

ارگ ناتمام سارگون دوم پادشاه آشور که در خرساباد ساخته شده است، با نقشه بلند پروازانه ای که دارد، بازتابی از اطمینان شاهان بزرگ به قدرت همواره پیروزمند خویش است. این کاخ مساحتی نزدیک به 400 هزار متر مربع و بیش از 200حیاط و اتاق داشت و شهری که این ارگ – کاخ مشرف بر آن ساخته شده بود، روی تپه ای قرار داشت با بلندی تقریبا 15 متر و با مساحتی نزدیک به یک و نیم کیلومتر مربع شاید کاخ را به این دلیل در سطحی مرتفع ساخته اند که از سطح سیلاب ها بالاتر باشد، ولی همین بلندی باعث می شد که مقر پادشاه در نقطه ای بین خانه های زیردستانش و خدایان واقع شود (گاردنر، 1370 :59). با آن که سازندگان کاخ در صدد ایجاد تقارن بوده اند، ولی خود کاخ نقشهای آشفته دارد و مجموعه ای از اتاق ها و تالارهای چهارگوش را در برمی گیرد که خوشه وار گرداگرد حیاطهای چهارگوش ساخته شده اند. شکل اتاق های دراز و باریک دیوارهای جانبی حکایت از آن دارد که اتاقهاباتاقهای گهوارهای خشتی پوشانده شده بودند و این مفید ترین و علمی ترین روش مسقف کردن ساختمانها در منطقه ای بود که نه الوار کافی داشت نه سنگهای مناسب (ش، 12).

آثار ساختمانی در پشت حیاط اصلی که هر ضلعش به 900 متر می رسد. در جنب اقامتگاه پادشاه قرار داشت. سارگون در همین جا مأموران بیگانه را رسما در اتاق دراز، بلند و پرتلالو خویش به حضو می پذیرفت، میهمانان خارجی از یک حیاط بزرگ دیگر وارد می شدند، از دروازه مرکزی بین دیوهای غول آسای نگهبان که نزدیک به چهار متر ارتفاع داشتند، می گذشتند و به حضور پادشاه تاجدار بار می یافتند (گاردنر، همان:60)

علاوه بر مجموعه حیاطها، اتاق تاجگذاری، اتاق های دولتی، حرم، آبریزگاهها و حمام ها و اتاق نگهبانان که کل کاخ را تشکیل می دادند، معبد اصلی زیگورات نیز در این ارگ قرار داشتند. زیگورات «خرساباد» احتمالا هفت طبقه داشته است، که چهارتای آن تا به امروز حفظ شده اند، ارتفاع هر طبقه پنج و نیم متر است و هریک رنگی متفاوت با دیگری دارد. برای دستیابی به این زیگورات پلکان خرپشتهای حلزونی شکل پیوستهای دور تا دور ساختمان از کف پایین ترین طبقه تا نوک بالاترین طبقه ساخته شده بود.

نمای کاخ از پس یک دیوار تنومند کنگره دار که در دو طرف دروازه طاقدارش دو برج چهار گوش قرار گرفته دیده می شد. دور تا دور طاق و برج ها نیز روی برج ها را با نوارهایی از کاشی های لعاب دار با رنگ های درخشان پوشانده بودند. از دروازه اصلی کاخ، دو گاو بالدار غول پیکر با سر آدم پاسداری می کردند که مشابه آن را در آثار به جا مانده از تخت جمشید می توان دید (ش،13). 

ش،13:طرح حیوانات ترکیبی در نمای کاخ های آشوری (Fletcher:77)

هنر آشوری آمیخته ای از هنر سومر و بابل بوده است. با توجه به ویژگیهای اقلیمی و جغرافیایی آن تکامل و رشد هنر و معماری آشوری در حدود 1500 سال قبل از میلاد صورت گرفته و تا انهدام پایتخت آنها در زمان پادشاهی نیرومند نینوا (620 ق.م) دوام یافت و در این زمان از مصالح سنگ بیش از آجر و خشت استفاده می کردند. این ساختمان ها درهای بزرگی داشت و بر جدار دیوارهای سنگی درها نقوش و تصویرهایی رسم می کردند. دیوار بناها با کاشی های لعابی و منقوش پوشیده می شد. موضوع هایی که در حجاری و پیکره سازی مورد استفاده قرار می گرفت، مجسمه خدایان و پادشاهان و نقش گاو بالدار با سر انسان و لشکرکشی و مراسم دینی بود. یعنی موضوعاتی که حول محور فرمانروا دور می زد. در کتیبهها نقوشی که بر دیوارهایی شده معمولا صحنه هایی از جنگ یا شکار دیده می شود و باید دانست که پادشاهان آشن در ایامی که جنگ در کار نبود وقت خود را به شکار به ویژه شکار شیر می گذراندند (دولاندلن، همان:38). برای نمونه می توان به موضوع نقوش برجسته و کاشی های نما و درون کاخ «آشور نازیرپال» در نیمرود و نینوا اشاره کرد (ش، 14).

ش،14:نقوشی برجسته در نما و درون کاخ های آشوری (Fletcher:75).

شایان ذکر است که معماری زیگورات از دوره سومری ها تا زمان آشور تحول چشمگیری را طی کرده است. بخصوص از نظر ارتفاع یا تعداد طبقات و همچنین نحوه دسترسی از طریق پلکانها (ش،15).

ش،15:پرسپکتیو یک زیگورات آشوری و یک نقش برجسته از کاخ نینوا (Fletcher:77).

نکته ای دیگر که درباره معماری آشور باید عنوان نمود، این است که آشوریها هر چند شهرها و کاخ ها و قلعه های بسیاری را در کشورها و ملل همجوار خود نابود کردند، ولی به جز کاخ خرساباد، در زمان حاکمیت سناخریب کاخی در نینوا برپا کردند که به کاخ جنوب غربی معروف است. این بنا نقشه ویژه ای که دارد، متشکل از چند حیاط محصور با ردیف اتاق ها است، اما نحوه قرار گیری اتاق ها در پیرامون حیاط از نظر شکل و عملکرد با کاخ سارگون در خرساباد متفاوت است. در این کاخ نقوش برجسته فراوانی بر سطوح دیوارها ایجاد شده است، که موضوع این نقش برجسته ها تاحدودی مشابه با کاخ سارگون است. تنها مورد اختلاف، وجود صحنه های صلح و آرامش است که به مراتب بیش از هر دوران دیگری است (مورتگات، 1377: 384)؛ (ش، 16).

ش،16:نقشه کاخ جنوب غربی در دوره آشور (مورتگات،همان:285).

معماری بابل جدید: «ناپولازار» حاکم بابل جدید که علیه آشوری ها سر به مخالفت برداشته بود، پس از سقوط نینوا، دومین امپراطوری بابل را تشکیل داد و این دولت متحد و یا به تعبیر دیگر دست نشانده مادها به شمار می رفت. پسر وی”نبوکدنزار” (بخت النصر) در نتیجه فتوحاتی که در جنگ با مصریان، اقوام یهود و فنیقیها داشت، موجب شد که در دوره سلطنت او تمدن بابل (کلده) شهرت و اعتبار خاصی بدست آورد. تا آن جا که بابل جانشین نینوا شد و از بزرگ ترین و زیباترین شهرهای دنیا محسوب گردید. حصار عظیمی این شهر را از خطر هجوم خارجیان حفظ می کرد، و معابد و کاخ های مجلل و باشکوهی در آن ایجاد گردید. حتی در علوم مختلف نیز بخصوص در پزشکی و نجوم پیشرفتهای چشمگیری حاصل شد (دولاندلن: ۳۸)

آثار معماری دوران بابل جدید (کلدانی) نه تنها از نظر عظمت و زیبایی بسیار با ارزش و بی نظیرند، بلکه از نظر رابطه آنها با هنر قدیم بین النهرین و بازگشت به هنر اصیل اهمیت داشت. مثلا آشوری ها نقشه زمین محراب را از سیستم عرضی که مشخصه معبد سازی دوران قدیم بین النهرین بوده، به فرم طولی تغییر دادند. اما در این دوره با ساختن معابد جدید از فرم معابد عرضی قدیم دوران سومر و آكاد پیروی کردند، و مهم ترین اثر این دوران معبد «نین ماه» در بابل است (مجیدزاده، ۱۳۶۵: ۱۹۷ )؛(ش،۱۷).

ش،17:نقشه معبد نین ماه در بابل (مورتگات:198).

از آثار مهم دیگر این دوره کاخی است که نبوکدنزار با آجر در شهر بابل ایجاد کرد. اتاق های کوچک این کاخ به طرز پیچ در پیچ با هم ارتباط داشته اند، و طول و عرض بنای تمامی کاخ 600*900 پا بوده است. دیوار بیرونی کاخ با کاشی لعابدار رنگارنگ و نقش هایی از حیوانات و گلها و گیاهان و نخل خرما پوشیده شده بوده است (همان: 199)؛ (ش،18).

ش،18:نقشه ارگ جنوبی نبوکدنزار(بخت النصر )در بابل (مورتگات:300).

هنرمندان بابل نوین که از معادن تخته سنگهای ناحیه شمال سخت دورافتاده بودند، به جای برج های منقوش آشوریان آجرهای پخته و لعابدار به کار بردند. آجر العابدار ابتدا در آشور به وجود آمد، اما اینک استفاده آن چه در تزئینات سطحی و چه در ایجاد نقش های برجسته ساختمانها مرسوم شده بود. خاصیت متمایز این شیوه معماری در نزد بابلی ها در دروازه ایشتار با دروازه ارگ سارگون قابل مقایسه است. دروازه ایشتار با جمع آوری هزاران قطعه آجرهای لعابدار روی سطح دیوار با ردیف های گاوهاو اژدهایان و جانوران باوقار تمام در حرکت دسته جمعی هستند. حالت لطیف و سرور افرین مجموعه تزئینی با سردی قیافه عبوس هیولاهای نگهبان آشوری اخلان کلی دارند (جنسن، 1368: 58). بنابراین معماری بابلی نسبت به معماری آشوری در شکلی خشن و قهرآمیز ظاهر نشده است. این شاید یکی از ویژگی های بارز معماری بابلی در مصر جدید آن باشد (ش، 21).

ش،19: پرسپکتیو برج بابل جدید.

ش،20:نمایی از دروازه ایشتار در بابل جدید(مورتگات:297).

فهرست