معماری مصر

از کناره رود نیل تا سودان امروزی را، سرزمین مصر می نامند. در مسیر این رود، آبشارهایی قرار دارد که رود نیل، پس از گذشتن از این آبشارها، نزدیک به 700 کیلومتر، راه همواری را به سوی درهای عمیق می پیماید، اطراف این دره را پرتگاههایی بلند سنگی، فراگرفته اند، پهنای دره 12 تا 15 کیلومتر است، رود نیل قبل از این که به دریای مدیترانه بریزد، از دشت همواری می گذرد. در این دشت، رودخانه به شاخه های زیادی تقسیم می شود و تشکیل دلتا میدهد (استاد لمن، 1367: 12).

مصریها در نزدیک به 40000 سال پیش از میلاد کار با مس را آموخته بودند. با ساخت ابزار مسی، دوره سنگ به پایان رسید. ساخت ابزار مسی به وسیله کندن اشکال موردنظر در روی زمین انجام می گرفت، که گودال های ایجاد شده به وسیله مس مذاب پر، و پس از سرد شدن مورد استفاده قرار می گرفت.

ساکنین مصر در دو منطقه شمالی و جنوبی با دو فرهنگ و رسوم کاملا متفاوت از یکدیگر می زیستند. در مصر سفلی، شغل مردم گله داری و مسکن آنها به صورت چادرنشینی بود، ولی در مصر عليا، مردم به کشاورزی اشتغال داشتند، و محل سکونت آنها ثابت بود، و همچون سومریها از نی به عنوان مصالح ساختمانی برای ساختن خانه ها استفاده می کردند. یکی از اختلافات فرهنگی دو قوم، مراسم مذهبی دفن کردن مرده ها بود. در مصر سفلی، مرده ها را در قبر و در خارج از محل سکونتشان به خاک می سپردند. در صورتی که مصر عليا، مرده ها را در محل سکونت خودشان، یعنی با کشیدن دیوار و بستن راه آن قسمت از خانه، دفن می کردند ملک شهیرزادی،(5:1365).

“هرودوت”مورخ مشهور یونان درباره مصری ها می گوید: «مصری ها بیشتر از هر قوم دیگری به حد افراط مذهبی اند». آنها سکونتگاه های خود را، از مصالح کم دوام میساختند، ولی در ساختن معابد و آرامگاه های پادشاهان، از سنگهای سخت استفاده می کردند. به طور کلی توجه مصریها به زندگی در این جهان، برای ادامه زندگی و دست یابی به سعادت در مرحله دوم زندگی، یعنی زندگی پس از مرگ بوده است و هنر ایشان نیز، براساس این نحوه نگرش آنها به زندگی پایه ریزی شده بود(گاردنر،72:1370)

اوضاع طبیعی مصر و زندگی مصریان، در مذهب آنها منعکس شده بود. در دوره ای که مصریها به صورت نظام اجتماعی و جماعتی نخستین زندگی می کردند، خدایان خود را هم به صورت جانوران و پرندگان می پنداشتند. آنها خدایان خود را به شکل انسان اما با سری از حیوانات و پرندگان می ساختند. با پیشرفت کشاورزی در بین مصریها، آنها به پرستش «خورشید» پرداختند، زیرا که آن را سرچشمه گرما، رشد و حیات می دانستند. خدای آفتاب «رع» نامیده می شد (جنسن، 1368: 38). خورشید پادشاه خدایان بود. همچنین، علت طغیان رود نیل را نیز به خدای نیل نسبت می دادند که از قسمت بالا و سرچشمه این رودخانه با کوزه آب می ریخت. به همین دلیل آنها همیشه دعا می کردند، که خدای نیل به مزارعشان بیاید و هنگامی که نیل طغیان کرد، مردم مصر جشن می گرفتند و خدای نیل را سپاس می گفتند (ویل دورانت،166 :1370)

معماری پادشاهی کهن: در حدود سه هزار سال قبل از میلاد مسیح مصر سفلی و مصر عليا توسط فرعونی به نام «نارمر» با هم متحد شدند، و اولین سلسله با یک سیاست واحد، ترکیبی از دو فرهنگ را به مورد اجرا درآورد، پس از گذشت این دوره است که به تدریج معماری مقبره ای یا «مصطبه» آغاز می گردد.

مقابر مصطبهای: این مقبره ها که مصطبه خوانده می شوند، معمولا به شکل اسکویی بلند و مستطیل شکل با دیواره هایی پرشیب و فروش از سنگ یا آجر بر روی محوطه تدفین ساخته می شده اند. محوطه تدفین در عمق زیادی در زیرزمین قرار داشت و به وسیله هواکش به سکوی بلند متصل می شده است.

شکل مصطبه احتمالا از تپه های خاکی پاسنگی که مقبره های پیشین را الهام گرفته شده است. این در حالی است که، در بین النهرين تقريبانوعی بی تفاوتی نسبت به آیین مردگان و حفظ مقبره ها وجود داشت،در صورتی که در مصر،این گونه مسائل را در درجه اول اهمیت قرار می دادند(گاردنر،1370:76).

نقشه ،مقطع و پرسپکتیو چند مقبره مصطبه ای(گاردنر،76:1370).

در سرداب (محوطه تدفين) مقبره مصطبه ای هیچ گونه ارتباطی با محیط خارج وجود نداشت، نقاشی و یا مجسمه متوفی و نیز اشياء نفیس و ظروفی که برای «کا» ضروری بود، قرار داده می شد (جنسن، همان: ۳۱). ارتباط مصطبه با محیط خارجی از طریق دری بود که به فضای کوچکی منتهی می شد و اقوام و نزدیکان متوفی هدایای خود را برای وی در آن جا می گذاردند. سوراخی که از بالای جسد متوفی را از آن وارد می کردند، در برخی موارد از بام تا محل استقرار جسد، بیش از 30.5 متر به طرف پایین عمق داشت. پس از این که جسد را داخل مقبره قرار می دادند، این سوراخ را کاملا مسدود می کردند و دهانه آن را به دقت مانند سایر نقاط سقف می پوشاندند. به طوری که دیگر این مسیر کشف نگردد و هر کسی به آن دسترسی نیابد.

این آثار نه تنها اولین شکل مقابر ساخته شده در مصر بودند، بلکه ساخت آنها در زمانی که اهرام نیز به وجود آمد، ادامه یافت و به عنوان مقابر اشراف و نزدیکان فرعون، در کنار اهرام بنا گردید و طول آنها از 4.5 تا 52 متر و ارتفاعشان از 3 تا 9 متر متغیر بوده است، علت عمود نبودن دیوار این مقابر و تمایل آنها به داخل ظاهرة باید در استحکام بیشتر این نوع «دیوارها» نسبت به دیوارهای عمودی بوده باشد وحدتی اصل، 1367: 20).

هرم پله پلهای زوسر (جوسر): در دوره سلسله سوم در حدود سال 2750 ق.م) مقابر مصری شکل هرمهایی پله دار به خود گرفت. مشهورترین این مقابر (احتمالا اولین آنها مقبره پادشاه زوسر است که روی همان تپه مستطیل شکل اجدادی و در شهر اسقاره یا گورستان باستانی ممفیس برپا شده است.

نمایی از هرم پله پله زوسر(استادلمن،12:1368).

نقشه مجموعه هرم پله پله ای زوسر(Fletcher،1989:43).

مقطعی از مقبره زوسر (Fletcher:43).

پرسپکتیو و بخشی از نمای مجموعه مقبره پله پله الی زوسر(Fletcher:42).

این هرم نخستین مقبره عظیم پادشاهی بود. شکل هرم مزبور ظاهرا چیزی حد واسط بین مصطبه و هرمهای حقیقی بعدی در جیزه است. در واقع متشکل از چندین مصطبه است که به تدریج کوچک شده و در پایان کار ساختمانی، مشابه زیگورات های بزرگ بین النهرین شده است. اما هرم زوسر برخلاف زیگورات ها یک مقبره است، نه یک معبد. ارتفاعش از بنای مردگانی که پیرامونش قرار دارند، بلندتر است.

مقبره زوسر کارکردی دوگانه داشت: 1- حفاظت از پادشاه مومیایی و اشیاء دفن شده است. 2- مجسم ساختن قدرت مطلق و خداگونه وی به کمک حجم و صلابت خویش. این ساختمان را با معبدهایش، یک زیارتگاه درمانی می پندارند. مجموعه مهتابی های محصور و حیاط بزرگش، اثر «ایمحوتب» یعنی نخستین هنرمندی بود که نامش در تاریخ مدون آمده است. او که وزیر اعظم پادشاه زوسر بود، مردی با نیروی افسانه ای بود که در جهان باستان نه فقط به عنوان انسانی فرزانه، جادوگری حکیم، کاهن و کاتب گونهای نابغه و کاردان که بعدها به عنوان خدا پرستیده شد، نیز ستوده می شد ( 1968 : 29 ,Copplestone).

اهرام ثلاثه: در مصر سه هرم از فراعنه سلسله چهارم؛ به نامهای خوفو (خئوپس) خفرع (خفرن) و «منکوریچ» (مرکرینوس) وجود دارد. این هرم ها که در حدود 700 ق.م ساخته شده اند، در جیزه قرار دارند و در سرزمین مصر مظهر پایداری ابدی، علم پنهانی، رمز و فنون، حکمت ازلی و جادوگری بوده اند. اهرام جیزه نقطه اوجی در تکامل آن شیوه معماری به شمار می رود، که با ساختن مصطبه ها آغاز گردید . 

نمایی از اهرام سه گانه مصر(Fletcher:47).

ساختمان این اهرام، زائیده ضرورتی خاص نبود. پادشاهان می توانستند مصطبه ها را تا بی نهایت روی هم و مقبره هایشان را سنگین تر کنند. گویا زمانی که پادشاهان سلسله سوم اقامتگاه دائمی خویش را به «ممفیس» انتقال داده اند، تحت تأثیر هلیوپولیس که در مجاورتشان بود قرار گرفتند. این شهر مرکز کیش نیرومن خدای آفتاب بود که تصویرش به صورت یک سنگ هرمی شکل به نام “بن بن”. ساخته شده بود (30:Copplestone). در دوران سلسله چهارم، فراعنه مصر خود را فرزندا. «رع» نامیدند و به همین جهت، از آن پس کوشیدند او را بر روی زمین مجسم کنند. بنابراین فراعنه دیگر فاصله ای با انتقال اعتقاد به وجود روح و جسم خداگونه خودش. به همان طریق مشابه، به درون مقبره های هرمی شکل، نداشتند(1988:12،Hlberton).

نقشه موقعیت هرم های سه گانه و هرم های پیرامون آن ها (2003:73،Manlry).

یکی از اهرام سه گانه جیزه، هرم خوفر (خئوپس) کهن ترین و بزرگترین آنها است. به استثنای راهروها و اتاقک تدفین، توده غول پیکری از ساختمان سازی با سنگ آهک یا کوهی از سنگ است، که مطابق اصول ساختمانی، هرم پلهای پادشاه زوسر در ستاره ساخته شده است. فضاهای درونی موجود در کف و بالاتر از آن، نسبتا کوچک اند. گویی در اثر فشار تنها سنگ در نقشه اصلی ایجاد شده اند. سنگ آهک از صخره های شرق نیل به دست می آمد و با استفاده از طغیان های سالانه نیل، به ساحل غربی آن انتقال داده می شد. پس از آن که سنگتراشها کار تراش دادن سنگها را به پایان می رساندند، برای آن که هر قطعه سنگ را در بنای هرم مشخص کرده باشند، آنها را با مرکب قرمز علامت گذاری می کردند، و رج رج روی هم می نهادند. سرانجام نمای هرم با پوششی از سنگ آهک سفید و مروارید رنگف پوشیده میشد. این سنگ ها را با چنان ظرافتی میتراشیدند که درزهای میانشان با چشم قابل تشخیص نبود. هنوز هم تعدادی از سنگهای قله هرم (خفرن) خفرع، را می توان دید که پس از صدها سال کندن و بردن سنگهای هرم مزبور، برای معماران اسلامی برجا مانده اند (گاردنر، همان: 78).

برش هرم خوفو(خئوپس) در جیزه (گاردنر،78:1370).

عظمت هرم خوفو را می توان از روی برخی از ابعاد آن به عدد درست نشان داد، طول ضلع قاعده آن 227 متر و طول هر یالش 217 متر و ارتفاع کنونی اش 138 متر است و قاعده اش بیش از ۵ هکتار زمین را در بر گرفته است. به نظر فلیندرزپتری، این ساختمان از حدود 2 میلیون و 300 هزار قطعه سنگ ساخته شده که وزن متوسط هریک به 2.5 تن می رسد. بنا بر یک محاسبه، با این مقدار سنگ می شود دیواری کوتاه گرداگرد فرانسه کنونی ایجاد نمود. اما هنر سازندگان این هرم، فقط به عظمت کار مهندسی موفقیت آمیزشان محدود نمی شود، بلکه طراحی صوری تناسبها و ابهت بی کران آن که این چنین با کارکرد تدفینی و مذهبی اش سازگار بود و با محیط جغرافیایی اش جور در می آمد را نیز در بر می گیرد ( 1989: 40 ,Fletcher). چهار گوشه هرم به سوی چهار جهت قطب نماست و مقبره و توده ساده سنگ بر چشم انداز گسترده افق مسلط است. در تصویر نقب هایی که توسط دزدان باستانی زده شده، مشخص شده است که در دنیای باستان پس از مراسم تدفین، عمل دزدی و غارت انجام می شد. از تمام جوانب مشخص است که هرم انگیزه ای برای دزدان بود. جانشینان هرم سازان پیشین از این وضع آگاهی یافتند و هرمهای کوچک تر و کمتری ساختند. از بقایای برجامانده از هرم میانی جیزه یعنی هرم خوفو می توان مجموعه کاملی از اهرام را بازسازی کرد.

بازسازی هرم های خوفو و خفرع (گاردنر:79).

این مجموعه تشکیل میشد از هرم خوفو با اتاقک مخصوص تدفین در داخل یا زیر آن، نمازخانه متصل به یال شرقی هرم یا محل تقديم قربانی ها و اجرای آیین ها و جشن های مذهبی و ذخیره و نگهداری پوشاک و خوراک و ظروف مورد استفاده در جشن ها و آیینها راه خاکریز سرپوشیده منتهی به دره معبد دره ای یا دهليز خاکریز سرپوشیده در کنار خاکریز مشرف به معبد خفرع، مجسمه ابوالهول بزرگ قرار دارد که به نشانه بزرگداشت فرعون، از یک صخره طبیعی تراشیده شده بود. سر ابوالهول را غالبا تجسمی از چهره خفرع تلقی کرده اند، ولی برجستگی و خطوط سایه هایش معمولی است که فردیت خاصی در آن قابل تشخیص نیست، از لحاظ اندازه مجسمه ابوالهول در پیکره تراشی جهان باستانی بی مانند است (گاردنر، همان: 83).

و معماری دوره پادشاهی میانه: در این دوره از تاریخ مصر که از سال 2300 ق.م آغاز گردید، صاحبان مزارع و ثروتمندان با قدرت فراعنه مبارزه نمودند و سرزمین مصر را تقریبا تا یک قرن در ناآرامی ها و آشوب های داخلی گرفتار کردند. سرانجام یکی از حکام (تبس) به نام «منتوحوتب» با اقتدار کامل توانست مصر را بار دیگر متحد نماید. با تشکیل دولت نیرومند مرکزی اقتصاد دوباره شکوفا گردید و آثار هنری حیات دوباره یافتند. در دوره پادشاهان سلسله های یازدهم و دوازدهم (پادشاهی میانه) تحول مزبور، موجب گردید که هنر و بسیاری از سنت های گذشته دوباره احیا گردد. هنر معماری و پیکره سازی را مجددا حمایت نمودند. در این دوره هنر جواهرسازی بیش از پیش رونق گرفت، و در هنر نقاشی سبک های جدید و نو پدید آمد (گاردنر، 84).

مقبره های صخره ای: مهم ترین و بارزترین بازمانده های دوره پادشاهی میانه، مقابر متعدد صخره ای در بنی حسن است. یکی از سالم ترین مقابر مزبور، مقبره «خنوم حوتپ» است که به ارتفاع ۶ متر ساخته شده است. مقبره های صخره ای در بیشتر موارد جانشین آرامگاه های هرمی متعلق به پادشاهی کهن گردیدند. از آنجا که هرم های بزرگ پیشین که با هزینه فراوان ساخته می شدند، و از طرفی مورد دستبرد دزدان هم قرار می گرفتند. همین امر موجب ایجاد این آثار سنگی گردید، این مقابر در نقاط دوردست و در صخره ها کنده می شد. این مقبره ها که در جلویشان یک ایوان ستون کوتاه قرار می گرفت، از واحدهای بنیادی معماری مصر محسوب می شدند و شامل بخشها: دهلیز، ایوان ستون دار، تالار ستون دار و اتاقک مقدس بودند.

نقشه،برش و نمایی از مقبره بنی حسن در دوره پادشاهی میانه(Fletcher:46).

در داخل تالار مقبره مزبور ستون هایی در داخل تالار دیده میشود که هیچ گونه نقشی در نگهداری سقف ندارند، بلکه مانند ستون های ایوان بخشی پیوسته با بافت صخره است. دیوار مقبره همانند گذشته با انواع نقاشی و نقش های برجسته رنگین با موضوعاتی تقریبا مشابه، تزئین شده است ( 1977: 30 ,Copplestone). 

معبد منتوجوتب: یکی از بناهایی که از دوران پادشاهی میانه (2056 ق.م) به جای مانده، معبد و مقبره منتوجوتب در دیر البحری است. این مجموعه در دامنه کوه جاسازی شده و ترکیب موفق و هیجان انگیزی را با معماری و طبیعت به وجود آورده است. سطوح تراس ها با راهروهای ستون دار جانبی به وسیله معبری شیب دار به یکدیگر متصل می شوند. در وسط تراس بالایی، هرم کوچک سنگی به عنوان نشانی از مقبره قرار دارد (1989 : 41 ,Fletcher). محل دفن فرعون در خارج از مجموعه در دل کوه جای داده شده بود. این معبد ترکیبی از عظمت اهرام دوره پیشین و تالارهای ستون دار چند طبقه است .

پرسپکتیو معبد منتوحوتب در دیر البحری (Fletcher:46).

معماری پادشاهی جدید: شاهزادگان و امرای «تب» اولین کسانی بودند که مبارزه را برعلیه هیکسوسها که سامی الاصل و آسیایی بودند، آغاز کردند و خود را مستقل خواندند. یکی از آنها در حدود 1580 ق.م هیکسوسها را از مصر بیرون راند و مصر سفلی را گرفت. بنیانگذار سلسله هجدهم بود. امپراطوری جدید یا دومین امپراتوری تب که از مهم ترین دوره های تاریخ مصر است، از همین زمان شروع شد. قدرت سلطنتی به میزان فراوانی افزایش یافت. بازسازی خرابیها آغاز گشت. معابد بازسازی شدند و تب پایتخت مصر به صورت شهری زیبا و باشکوه درآمد (ویل دورانت،170 :1370).

جنسن درباره هنر این دوره می نویسد: «هنر پادشاهی جدید، شامل انواع گوناگون شیوه ها و خصوصیات بود. از محافظه کاری خشک و یخ زده گرفته تا نواوری خیره کننده، و از عظمت طلبی جسیم و ستمگرانه گرفته تا زینتکاری ظریف و م این دوران هنری را، همچنان که درباره هنر امپراتوری روم پانزده قرن بعد خواهیم – به هیچ وجه نمی توان با انتخاب چند نمونه برجسته از بناهای باقی مانده اش، به – معرفی کرد، زیرا تار و پود آن چنان از رشته های مختلط و متنوعی به وجود ام که دستچین کردن هر دسته محدود از آثار آن دوران برای نشان کليه خصوص آن کاری خودسرانه می نماید» (جنسن، 42: 1368). 

از معماری این دوره آثار بسیاری به جا مانده است. اگر عظیم ترین و گا یادمان های پادشاهی کهن را هرمهای آن بدانیم، در دوره پادشاهی جدید معابد باش به چنان مقامی می رسند که مراسم تدفین همچون گذشته، با شکوهی بی مانند برای می شود. اشراف و پادشاهان به پیروی از سنت پادشاهی میانه آرامگاه ها و اتاقک ها تدفین خویش را در دل صخره های غرب نیل میسازند. در دوره این پادشاهان آرامگاه را از دل تخته سنگها می تراشند، و راه رسیدن به آنها دالانهای درازی است 1500 متر طول دارد، و مقبره را تا دامنه کوه می رساند. راههای ورود به این اتاقکهام تدفین را با دقت تمام پنهان و گم می کردند. معابد مردگان هم با فاصله معینی از این مقبره هادر امتداد سواحل رودخانه برپا می شدند. معبدهایی که پادشاه در آن خدای حامی خویش را پرستش می نمود، بعدها به عنوان نمازخانه مردگان نیز مورد استفاده قرار می گرفت (گاردنر، همان:76). از نمونه های آرامگاه های باشکوه این دوره می توان به نمونه های زیر اشاره کرد.

 1- مقبره حتشب سوت: این بنا متعلق به ملکه ای به همین نام بوده و در حدود 1500 ق.م ساخته شده است. از سطح کف دره تا سه طبقه ستون دار با خرپشتههای اتصالی از پایین به بالا قد برافراشته است. تناسب دید کاملا در این معبد رعایت شده است. سنگ های دراز عمودی و افقی ستون بندی ها و توالی رنگ سیاه و سفید یا روشن و تاریک با تقارن انسان ساخته اش، الگوی صخرهای پرتگاهی بالا را تکرار می کند. تک تک ستونها که یا چهار گوش ساده اند، یا به صورت یک شانزده ضلعی پخدار تراشیده شده اند، تناسب فضایی هنری با یکدیگر پدید می آورند. تقریبا نزدیک به 200 پیکره نقش برجسته همه در ارتباط با معماری این معبد ساخته شده بودند. نقش های نیم برجسته با رنگ های درخشان و خیره کننده سراسر دیوارها را پوشانده بودند که تا امروز بقایای آن موجود است. موضوع نقش برجسته ها عبارت بود از نمایش تولد تاجگذاری و کارهای بزرگ حتشب سوت. مهتابی های خالی معبد مثل امروز قطعه زمین هایی خشک نبوده، بلکه باغ هایی بودند. از درخت کندر و گیاهان نایاب، که ملکه در لشکر کشی به سرزمین دور افتاده «پونت» به همراه آورده بود (50;Fletcher). این سرزمین در ساحل دریای سرخ واقع شده بود و شرح این واقعه به طرز نمایانی در تزئینات پیکری معبد به چشم می خورد .

نمایی از مقبره حتشب سوت(گاردنر،همان:86).

2-معبد صخره ای رامسس دوم (معبد أبوسمبل): بنای مزبور متعلق به آخرین فرعون بزرگ و جنگاور مصر است، که کمی پیش از خروج قوم یهود از مصر همزمان با حضرت موسی (ع) در مصر فرمانروایی می کرده است. برای ستایش خویش چهار تندیس شبیه سازی شده غول آسا از خود در نمای معبد به کار برده است. در این جا هنرمندان زمان رامسس، اصل گسترش یا بزرگنمایی غیرعادی را در اندازه های تکرار آنها به کار می بستند.

نمای ورودی معبد صخره ای رامسس دوم (ابوسمیل) (56:Fletcher).

تندیس های تنومند پالایش تندیس های دوره پیشین را ندارند. زیرا هر گونه ظریف کاری فدای بزرگ تر کردن اندازه ها شده است. بزرگی مقیاس ها در داخل معبد نیز به اجرا درآمده است. پیکره های غول آسای پادشاه که به قالب ستون تراشیده شده اند، در دو سوی دالان باریک معبد او به یکدیگر ایستاده اند و جسامت اغراق آمیزشان با فضای معبد تناسب دارد. ستونها از دل صخره های موجود تراشیده شده اند و هیچ نقشی در تحمل فشار سقف ندارند. از این لحاظ مشابه ستون های مقابر بني حسن هستند. از پیکره مرد و زن به جای ستون استفاده شده است. که این پیش درآمد کاریاتیدها (پیکره ستونی) در معماری یونان است (گاردنر: ۸۰-۷۸).

نمای داخلی دالان معبد حجره ای رامسس دوم (Fletcher:56).

نقشه معبد صخره ای رامسس دوم (ابوسمبل) (Fletcher:51).

3- معبد آمون موت خونسو در القصر: اگرچه فرمانروایان بعدی پادشاهی جدید به ساختن آرامگاه ها یا معابد تدفین ادامه دادند، ولیکن بیشتر فعالیت خود را صرف ایجاد معابد بزرگی برای پرستش «آمون» خدای بزرگ کردند، که بر طبق سنت دیرین هر فرمانروای وقت، خود را فرزند او می خواند. آمنحوتپ سوم در حدود سال 1390 ق.م شروع به ساخت این معبد در تب در آن سوی رودخانه نیل کرد. آن را وقف آمون و همسرش نمود (جنسن، 43 : 1368 ). نقشه آن نمونه کاملی است از انگاره عمومی معابد مصری که از آن پس به وجود آمد. نمای بیرونی بنا عبارت از دو دیوار جسیم با برهای اریب که چون دوباره در دو طرف دروازه قرار گرفته است. این همان واحد ساختمانی است که سر در یا مدخل خوانده می شود و به حیاط متصل می گردد. حیاط آن ذوزنقه شکل است و آن هم در ارتباط با معبد دیگر بوده، تا آن را هم جهت رودخانه نیل قرار دهد. از آنجا وارد تالار ستون دار دیگری می شویم که ما را به حیاط دوم هدایت می کند. در انتهای حیاط دوم تالار ستون دار دیگری قرار دارد که پس از عبور از آن به بنای معبد میرسیم و آن عبارت است از یک رشته تالارها و نمازخانه ها که متقارن روی یکدیگر واقع شده و چون سرایی ستبر «قدس الأقداس» که اتاقی است مربع با چهار ستون در چهار گوشه اش در پناه خود جای می دهد. مجموعه این حیاطها و راهروها و بنای معبد درون دیوارهای حصین محصور بوده است، تا راه ورود را به دنیای بیرون سد کرده باشد. ستون های هرمی شکل این معبد از معادن شمال شرقی قاهره بریده شده و به شهر طیوه در فاصله 200 کیلومتری انتقال داده است (استادلمن،13: 1367 ).

معبد آمون رع کرنک: یکی از بزرگترین معبدهای سردر دار مصری معبد آمون رع کرنک است. این بنا با داشتن حجمی بزرگ و تالارهای ستون دار و حیاطهای رواق دار بزرگش در خور توجه است که در دوره های مختلفی آن را بازسازی کرده اند. در واقع مجموعه ای از آثار معماری چند دوره ساختمانی است. در تالار ستون دار این معبد ستون هایی با دو نوع سرستون: غنچه ای و کاسه ای یا زنگوله ای دیده میشود. این ستون ها با آن که از ارکان ساختمانی این تالار هستند، ولی تزیینات فوق العاده ای رویآنها صورت گرفته است. بدنه ستون ها به صورت ردیف نوارهای افقی با مضمونهای مختلف نقش شده است. ارتقاع ستون های معبد 20 متر و در بالا 6.5 متر قطر آنها است (62:Fletcher). در تالارهای ستون دار ردیف ستون های میانی از کناری بلندتر است و در نتیجه سقف تالار در بخش مرکزی مرتفع تر می شود و در آن جا پنجره هایی تعبیه می شود. این تالار ستون دار و عریض که پر از ستون های بزرگ است، سقفی از تخته سنگ دارد (گاردنر، همان:88).

نمایی بازسازی شده از داخل معبد آمون رع کرنک (گاردنر:90).

به طور کلی معماری مصری در آغاز با ساختمان هایی از خشت و چوب و نی و پاره ای مصالح سبک دیگر برپا گردید. ایمحوتب، ساختمان های با سنگ های تراشیده شده را مرسوم کرد. در عین حال انواع قالبهای معماریش هنوز انعکاسی بود از شکل ها و ابتکاراتی که در شیوه بنایی با مصالح سبک و کم دوام به کار می رفت، همین است که در معماری وی پیل پاهایی به انواع مختلف همیشه در درون جرز کار گذاشته شده است، نه به صورت مستقل و قائم به خود و همه یادگاری است از دسته های نی یا تیرهای چوبی که میان دیوارهای خشتی نصب می شود، تا استحکام آن ها را افزایش دهد. اما همین موقعیت که این عناصر ساختمانی دیگر خاصیت وجودی یا کاربرد خود را از دست داده بودند، موجب آن شد که ایمحوتب و معماران پیرو او ستون ها را به نوعی تازه تبدیل نمایند و آنها را در راه هدف نوین به کار برند. پذیرش این حقیقت که قالبها یا صورتهای معماری می تواند حالت و اندیشه ای را به بیان آورد، در وهله اول دشوار می نماید و عموما چنین می پنداریم که اگر این قالب ها از نظر ساختمانی خاصیتی معین در طبقه ای قطعی نداشته باشند، دیگر چیزی جز تزیین سطحی نخواهد بود (ویل دورانت، همان: 230-220).

نقشه،پرسپکتیو و برش معبد خنوس در کرنک (Fletcher:50).

یونانیها از ستونهای مصر اقتباس نموده و سپس آن را تکامل بخشیدند. شبیه ستون های پاپیروس که معروف مصر سفلی است. در بنای کاخ شمالی مزار پادشاه زوسر به کار گرفته شده است. مصریها از پیش از سلسله ها روش طاق زنی را می دانستند و در حدود 3000 سال ق.م به ندرت از طاق زنی استفاده کرده اند. در نهایت باید گفت معماری مصری معماری جرمی است و توجه شان به فرم و جرم بوده تا فضاسازی و همچنین معماران مصر از شیوه ستون های افقی و عمودی نهایت استفاده را برده اند.

نقشه یک معبد سردر دار مصری (گاردنر،89:1370).

از بناهای باشکوه مصری باید به معابد سردرهم اشاره نمود. این بناها دارای سردرهای عظیم و جسیمی بودند که بر روی آن نقوش کنده کاری شده و برجسته تعبیه . شده است. بر روی سردر این معابد جایی برای نصب پرچم های بزرگ قرار داشت. سردرهای این معابد به حدی عظیم و بزرگ بود که تمام ساختمان معبد تحت تأثیر این وضعیت قرار می گرفت. یکی از نمونه های بارز این نوع بناها معبد خنوس در کرنک و نمونه های دیگر است .

نمایی از سردردار هوروس در ادفو (گاردنر،همان:89)

فهرست