معماری صدر مسیحیت

از زمانی که امپراتور کنستانتین به مسیحیت گروید و آیین مسیح (ع) به عنوان آیین رسمی امپراتور روم اعلام گردید. پیروان مسیحیت توانستند، آزادانه به تبلیغ آیین خویش بپردازند، اما پیش از این در دوران سختی به سر می بردند و در این دوره پرالتهاب و بسیار طاقت فرسا، در خفا و در زیرزمینیها به تبلیغ آیین مسیحیت پرداختند. در ابتدای کار مسیحیان با رومیان از نظر ایدئولوژیکی در تضاد شدید بودند و رومیان که پیرو مذاهب چندگانه و پرستش عناصر طبیعی و به عبارتی خدایان متعدد بودند، تعصب شدیدی از خویش نشان دادند و به اذیت و آزار پیروان مسیح پرداختند، مسیحیان در بدترین شرایط، توانستند مردم را با آیین خویش آشنا و نزدیک نمایند.

هنر مسیحیت آغازین را می توان از روی موضوعاتشان شناخت نه از روی سبک آنها، مسیحیان آن زمان درست به اندازه معتقدان به آیین روم رومی» بودند، هنرهاو صنایع دستی گذشتگان را می آموختند. خود کلیسای مسیحی، از لحاظ سازمان و فلسفه اخود شدیدا به ساختار زندگی یونانی – رومی مدیون بود، و در هنر مسیحیت آغازین، با تحول ساده ای از مضامین متعلق به دین روم به دین مسیحی و آزادانه ترین نوع عاریت گیری از موضوعات و شیوه های پیش از مسیحیت روبه رو می شویم.

معماری در مسیحیت را به طور کلی می توان به دو بخش پیش از کنستانتین از سال 313- 50 میلادی) و پس از کنستانتین (از سال 314 تا سال سقوط امپراتوری) تقسیم نمود. دوره نخست را «دوره پیگرد» و دوره دوم را «دوره بازشناسی» می گویند (گاردنر، 1370: 221).

دوره نخست (دوره پیگرد): معماری مسیحیان را به علت تعقیب و کشتار ایشان به دست رومیها، دوره پیگرد مینامند، تمام هنر این دوره در مخفیگاه ها و در زیرزمین شکل گرفته است. مهم ترین و بارزترین نمونه آثار معماری این دوره، مقبره های زیرزمینی است و به همین علت مقابر دخمهای نامیده می شوند. این مقابر شبکه های گسترده ای از دالان ها و اتاقک های زیرزمینی در زیر شهر رم و شهرهایی هستند که به عنوان گورستان های پنهانی برای دفن مردگان مسیحی که بیشترشان در ردیف شهدای اولیه مسیحیت به شمار می روند طراحی شده بودند. مقابر دخمه ای از سده سوم تا سده چهارم پیوسته مورد استفاده بوده اند و ظاهرا در آنها حدود چهار میلیون جسد دفن شده است.

نقشه مقابر دخمه ای کالیکستوس،روم،سده دوم میلادی (گاردنر،222:1370).

 مقابر دخمه ای در ابتدا به عنوان مخفیگاه برای پناهندگان مورداستفاده قرار می گرفتند. مدارک اثبات این سخن، وجود پلکان های مسدود و مجزا، تورفتگیها و گذرگاه های مخفی، و درهای مخفی نگه داشته شده ورودی و خروجی است. بدون تردید در این دخمه ها آیین های سری مسیحی نیز اجرا می شده است و نقش اصلی آنها جای مردگان بوده است. از نمونه های مقابر دخمه ای، مقبرة دخمهای کالیكستوس در رم است که در سدۀ دوم میلادی ساخته شده است.)

معماری در مسیحیت 333 معماری این دخمه ها به این صورت بوده است که پس از آن که قطعه زمینی برای گورستان برگزیده میشد، دالانی به پهنای 90 تا 130 سانتی متر و با فاصله مناسب از سطح زمین، در گرداگرد آن حفر می کردند. در سطح دیوارهای جانبی این دالانهای تورفتگی هایی به موازات محور دالان برای نگهداری از اجساد مردگان گشوده می شد. این تورفتگیها که «لوکوس» نامیده می شدند، مانند تاقچه هایی که در روی یکدیگر کنده می شدند، معمولا اتاقک های کوچکی به نام «کوبیکولوم» به عنوان نمازخانه تدفینی در دیوارها ساخته می شدند که تاق بندی متفاوتی داشتند. هنگامی که دالانهای پیرامونی نخستین، پر از لوکوس و کوبیکولوم می شدند، دالانهای دیگری عمود بر آنها حفر می کردند و این روند تا جایی که فضای جانبی اجازه میداد ادامه پیدا می کرد.

نمایی از سقف نقاشی شده مقبره دخمه ای دو قدیس (گاردنر:223).

آنگاه سطوح با لایه های پایین تر و از طریق پلکان هایی به یکدیگر متصل می شدند و تعداد طبقات مزبور در بعضی از شبکه ها تا پنج طبقه می رسید. سقف بسیاری از کوبیکولوم ها را با نقاشی دیواری به شیوه آیین های رومی تزیین می کردند (حتی از نظر موضوع) و این نقاشی ها با اعتقادات آنان کاملا سازگاری داشتند. موضوعات این نقاشی ها بیشتر درباره زندگی حضرت مسیح (ع) و یاران او بود که وی را در لباس های ساده و عاری از هرگونه زیور به تصویر می کشیدند.

معماری دوره بازشناسی: این دوره از سال 325 میلادی یعنی وقتی که کنستانتین مسیحیت را دین رسمی امپراتوری روم قرار داد، آغاز و تا حدود 500 میلادی یعنی وقتی که ایالت های غربی امپراتوری در زیر سیطره شاهان «بربر» قرار گرفت، ادامه می یابد. با این که بعضی از مراسم و جشنها در مقابر دخمهای برگزار می شد، ولیکن احتمالا عبادات و تجمع ها در خانه های «انجمنی» یا تالارهای ستون دار ساده برگزار می شدند (گاردنر:223). بقایای یکی از این خانه های اولیه نیز به دست آمده و شبیه به یک باسیلیکا بوده است.

نکته قابل تأمل و توجه در معماری این دوره این است که به طور مؤثر تحت تأثیر معماری رومی قرار گرفته است. زیرا دین مسیح به عنوان ایدئولوژی نو، به یکباره رسمیت یافته و طبیعتا در زمینه های مختلف اجتماعی و فرهنگی تجربه قبلی نداشته است و در زمینه معماری نمی توانسته سبک خاصی را ارائه نماید. در چنین جامعه ای کلیسای مسیحی در قالب و فرم باسیلیکاهای رومی شکل می گیرند. عناصر معماری رومی در ساخت این کلیسا مورد استفاده قرار می گیرد. نخستین کلیسای مسیحی که با این اجزا پدید آمد، کلیسای سن پیترو در رم است که ترکیبی است از خانه های حیاط دار پیش گفته و باسیلیکای رومی، که روحیه و جهان بینی مسیحی کلیسای سن پیترو قدیمی روم را به وجود آورده اند. برای مسقف نمودن این کلیسا بر خلاف رومی از تاق و قوس استفاده نشده است و از اسمانه چوبی شیبدار، که موجب سبکی و سرعت در ساخت بوده، بهره گرفته شده است. شکل و فرم کل کلیساها قابل مقایسه با یک باسیلیکاست، و صرفا با این تفاوت که ستون های گرداگرد محوطه داخلی (سالن اصلی) فقط در خطی طولی به کار گرفته شده اند و در دید کلی پنج دالان پدید آورده اند که صحن اصلی کلیسا را منتهی به محراب می کنند و از نظر فضایی حرکت را به سوی نقطه انتهایی (محراب) را افزایش می دهد ( 1989: 274 ,Fletcher). علاوه بر این تعداد محراب های رومی در این جا تقلیل یافته است و تنها یک محراب انتقال یافته است. و هم چنین بازوهای بیرون زده از بدنه اصلی از مشخصه های معماری کلیسای مسیحی است که بعدها در روند تکاملی کلیساها شاهد تغییر مکان این بازوها به قسمت مرکزی نقشه ها خواهیم بود.

نقشه و برش بازسازی شده کلیسای قدیمی سن پیترو روم(گاردنر:224).

پرسپکتیو طرح بازسازی شده کلیسای قدیمی سان پیترو(گاردنر:226).

در واقع اساس و فلسفه نقشه های کلیسای مسیحیت که به شکل صلیب است، از این جا آغاز گردیده است. در حقیقت معماری در مسیحیت اگرچه در زیر سیطرة معماری رومی بود، ولی در جهت گیری ایدئولویک خود، گذار از دنیای مادی و دنیای معنوی را در عرصه معماری به نمایش گذاشت. به طور کلی در بررسی معماری صدر مسیحیت میتوان دو نوع نقشه عمده تشخیص داد:

1-نقشه باسیلیکایی، که به عبارتی به کلیسای با نقشه طولی نیز معروف است.

۲- نقشه مدور که به تقلید از نقشه های رومی در ساخت کلیساها رواج یافته است.

گرایش به برپایی نقشه های مرکزی ریشه در حالت روحانی که فضای این نوع بناها ایجاد می کنند، دارد. ایجاد این کلیساها با نقشه مرکزی در صدر مسیحیت به تدریج جای خود را به مقبره ها و آرامگاه هایی در کنار کلیساهای طولی داد. این نقشه (مدور) بیشتر مورد علاقه و توجه مردم ناحیه شرق امپراتوری قرار گرفت. به ویژه در معماری بیزانس این نوع نقشه ها مورد مطالعه قرار گرفته و در ابعاد وسیعی به کار گرفته شدند.

کلیسای سانتا کوستانستا (آرامگاه دختر کنستانتین): این بنا در اصل منضم به کلیسای رومی «سنت آنیس» در خارج شهر بود. در این بنا برخلاف آثار قبلی که در دوران شرک روم به وجود آمده بود. فضای داخلی به دو قسمت مشخص و متمایز تقسیم شده است. یکی تالار گرد و گنبددار مرکزی است که به وسیله ردیف پنجره زیر سقف روشنی می گیرد و در واقع به منزله شبستان کلیسای طولی (مستطیل شکل) است، و دیگری غلام گردشی با تاق گهواره ای است که همچون حلقه ای به دور تالار مرکزی قرار گرفته است (جنسن، 170:1368). در این جا تزیینات موزاییک کاری در به وجود آوردن فرم داخلی و تزیینات آن نقش مهمی دارد.

نقشه اصلی کاملا متأثر از نقشه معبد پانتئون روم است. فقط در این جا ازدا نازک و به جای دیوار ضخیم و از راهروی جانبی استفاده شده است. وزن گنبدی که بدنه اصلی و مرکزی پلان را می پوشاند بر روی جفت ستون ها وارد میشود و نیروی رانشی گنبد نیز به وسیله قوس های راهروی جانبی به دیوارهای بیرونی که به عنوان پشت بند عمل می کنند متصل می شود.

نقشه و برش کلیسای سانتاکوستانستا(گاردنر:227).

کلیسای مزار مقدس: انواع نقشه مدور باسیلیکایی، طرحهای مرکزی و دوار یکی ای جاودان ساختن کسی و دیگری به منظور تجمع، نخستین به فرمی نسبتا از هم دسته در طرح بازسازی شده و کلیسای مزار مقدس مورد بررسی قرار گرفته است. امپراتوری در نامه ای به اسقف اورشلیم قاطعانه می گوید که مایل است این باسیلیکا، باتر از تمام باسیلیکاها در جاهای دیگر شود. از ساختمان اصلی این باسیلیکا چیزی به جا نمانده است. ساختمان این بنا که پیش از 333 میلادی آغاز شده بود در سال 613 میلادی تخریب شد و در سالهای بعد دوباره بازسازی شده است . این بنا باسیلیکای نسبتا کوچکی است که دهلیز سرگشاده کوچکی در ابتدای آن واقع شده و به رواق واقع در خیابان رومی منتهی می گردد. در حیاط پشت باسیلیکا دو نقطه قابل احترام قرار دارد: یک صخره تصلیب در یک طرف و مزاری مقدس با پوششی از بنای گنبدی در عقب. این ساختمان ها با توجه به عملکرد آیینی شان به هم متصل می شوند و از لحاظ معماری به وسیله یک دیوار پیرامونی به هم مربوط می شوند ( 1989: 281 ,Fletcher) بخش گنبد این کلیسا شبیه به کلیسای سانتاکوستانستا است، ولی به طور کلی این بنا ترکیبی از دو نقشه طولی و مرکزی است. این وضعیت با زیبایی و انسجام بیشتر در حدود دویست سال بعد در کلیسای ایاصوفیه در شهر قسطنطنیه در زمان بیزانس تکرار شد .

نقشه و پرسپکتیو کلیسای مزار مقدس (گاردنر،228:1370).

فهرست